خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

مقدمة 16

نهج البلاغة ( فارسي )

مفتى پيشين ديار مصر را كه از علماى سنت و جماعت است مىنويسم تا معلوم شود صرافان سخن بدين گنجينهء گوهر چه نظرى دارند و چه أرجى مىنهند : « هنگام خواندن چون از عبارتى به عبارت ديگر مىپرداختم مىديدم جولانگاه انديشه و ديدگاه بصيرت تغيير مىيابد . گاهى خود را در جهانى از معانى بلند مىديدم كه در پوششى از لفظهاى رخشان و خيره كننده ، به زيارت جانهاى پاك مىآيد و در دلهاى زدوده از غل و غش رخت مىگشايد . . . و گاهى جمله و عبارتها چنان مىنمود كه گويى با چهره‌هاى عبوس و درهم ريخته و دندانهاى بر يكديگر فشرده و چنگال عقابان درهم شكنندهء آماده حمله روبرو هستم و گاه عقلى نورانى را مىديدم كه با آفريدهء جسمانى همانندى ندارد . از كاروان خدايى جدا شده و با روح انسانى پيوسته و پس از آن كه آن را از آلودگى وسوسه‌ها پاك ساخته تشريفى از عالم طبيعت به دو پوشانده سپس آن را با خويش به ملكوت اعلى برده و تا پايگاه تجلى نور الهى رسانده و در كنف قدس ربوبى ساكن كرده است ، و گاهى خطيبى را مىديدم كه واليان امت را مخاطب ساخته با صدايى رسا آنان را تعليم مىدهد و راه صواب و خطا را به ايشان مىنماياند و دقايق سياست را به آنان مىآموزد و از پيمودن راهى كه به ورطهء گمراهى پايان مىيابد ، بر حذر مىدارد . » آرى چنين است سخنان على عليه السلام . گفتارى فروتر از كلام خالق و برتر از سخن مخلوق . ترجمهء نهج البلاغه به فارسى از آن روز كه مجموعهء فراهم آوردهء شريف رضى در دسترس طالبان سخنان امام ( ع ) قرار گرفت سالها بلكه قرنها گذشت تا فارسى زبانان عربىدان بر آن شدند كه اين اثر پر ارج را به زبان فارسى برگردانند تا كسانى كه از عربيت طرفى نبسته‌اند از بركت سخنان على ( ع ) بىبهره نمانند . از چه سال يا كدام سدهء هجرى دست به چنين كار زده‌اند ؟ معلوم نيست . بسيارى از پژوهندگان ، بر آن بودند كه نخستين ترجمهء فارسى نهج البلاغه در سدهء دهم از